حسين قرچانلو
394
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
است كه تيومتين نام دارد و در كنار آن رودى جارى است و در كنار آن رود ، انگورهاى بسيار شيرينى وجود دارد . نخلستانهاى شهر شانزده نوع خرما دارد و غلات كم دارند . زنان ايشان در صنعت پشمبافى يد طولايى دارند . بعضى از آنها از پشمبندهاى عجيب و زيبايى كه همانند آن از ساقه برنج در مصر بافته مىشود ، مىبافند كه قيمت هر بند ، از پول يك أزار ، در حدود 35 دينار ، بيشتر است و نيز پوششهايى مىبافند كه قيمت آن به همان اندازهء قيمت بندهايى ( كه قبلا ياد كرديم ) است و آنها را با انواع رنگها ، رنگ مىكنند . ميان سجلماسه و درعه چهار روز راه است . مردم شهر سجلماسه از ثروتمندترين مردم هستند ، چون در مسير راه مسافران غانه قرار دارند كه معدن طلا دارد . مردم سجلماسه جسارت رفتن به آنجا ( غانه ) را دارند . « 1 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء در قرن هشتم هجرى مىنويسد : سجلماسه هشت دروازه دارد . از هر دروازهء آن كه خارج شوى ، رودى ديگر و نخلستان ديگر و درختان ديگر خواهى ديد . گرد باغهاى شهر ديوار است تا از دستبرد اعراب در امان باشد . مساحت شهر چهل ميل است . « 2 » ابن بطوطه سيّاح و جهانگرد طنجهاى پس از بازگشت از سفر سى ساله به مغرب ، در مسافرت به بلاد سياهان به سجلماسه وارد شده ، در وصف آن مىنويسد : سجلماسه از بهترين شهرهاست . محصول خرماى اعلا و فراوان دارد . شهر بصره « در عراق » از حيث فراوانى محصول خرما مانند آن است ، اما خرماى سجلماسه بهتر از خرماى بصره است ، مخصوصا نوعى از آن كه أپرار ناميده مىشود در همهء دنيا بىنظير است . « 3 » آخرين جهانگردى كه از سجلماسه ديدن كرده ، لئون افريقى است كه در وصف آن مىنويسد : مؤسس آن شهر رهبرى رومى بود كه از موريتانى به آنجا رفت و نوميديا را اشغال كرد و سپس به سمت مغرب تا ماسه پيش رفت و در آنجا شهرى بنا كرد و آن را « سجلّوم ميسى » ناميد و آنجا آخرين شهر دولت ماسّه بود و مانند مهرى بود كه بر پايان فتوحات او خورد ؛ بعدها اين نام به سجلماسه تغيير يافت . . . به روايتى اين شهر را اسكندر بزرگ
--> ( 1 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 192 . ( 2 ) . تقويم البلدان ؛ ص 181 . ( 3 ) . سفرنامه ابن بطوطه ؛ ج 2 ، ص 782 .